هو العلیم
فصاحت و بلاغت مولا علی علیه السلام
از سنن جاریه نویسندگان و گویندگان اکثرا این است که هر گاه بخواهند از چیزی تعریف بکنند به تشبیه و تمثیل روی می آورند تا منظور شان بهتر حاصل شود و گفته اند که معروف باید اجلی و یا مقابل باشد مثلا وقتی شعراء بخواهند تعریف صورت زیبای محبوب را بنمایند آن را به گل تشبیه می کنند می باشد و می گویند صورتش هم چون گل سرخ بود زیرا گل مشهورتر در لطافت رنگ و بوست .
در قرن ششم سعدی مشبه به را اجلی از مشبه خوانده و برای لطافت سخن می گوید:
گل سرخش چو عارض خوبان / سنبلش همچو موی محبوبان
از این حد که اندیشه فراتر گذاشته شده گفت مشبه عین مشبه به است و از بابت زید عدل موضوع را بمثل قرار داد .اینک موضوعی را مطرح می کنیم که نمی توان از سنت ادب خارج شد و قدرت بر بیان مثال و مشابه نداریم جز آنکه بگوئیم فصاحت و بلاغت مولود قدرت اندیشه و فکر و بیان است و مصداق حقیقی آن کلمات و خطب حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام می باشد او بود که فصاحت را معنی کرد و بلاغت را تشریح نمود و بعبارتی به مصداق فرمایش حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله و سلم من شهر علمم و علی دروازه آن است .
ممیز انسان از حیوان بگفتن و اظهار مکنونات نمودنش است و این مایه مباهات بشر و افتخار اوست که خالق متعال هم به این قدرت اسرار آمیز اشاره فرمود "خلق الانسان * علمه البیان"اگر آدمی بیان نداشت و سخن نمی گفت احساساتش چون حس حیوانات رنگ غریزی داشت بطوریکه بیان شکوفا کننده فطرت و استعداد های متعال و ملکوتی است و از طرف دیگر نیز برخی از این نعمت ناب الهی در ابراز داشتن رنگهای غریزی استفاده می کنند که مصداق آیه "اولئک کالانعام بل هم اضل" می شوند لذا مولا علی علیه السلام در بیان حقیقت فوق با بیانی ظریف و دقیق تمیز دو گروه یاد شده را در بیانات شان می گوید" الْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِه‏ "بطوریکه سعدی خوش سخن نیز در ترجمان کلام مولا عی علیه السلام می گوید :
زبان در دهان ای خردمند چیست / کلید در گنج صاحب هنر
چو در بسته باشد چه داند کسی / که گوهر فروش است یا پیله ور
ولی آنچه که در این بحث محور بیان ماست تراوشات بی نظیر کلام الهی از صراط لسان الله اعظم کسی که بری از "ما سوی الله " بوده و حتی از بدو تولد نیز اشاراتی داشته است که بحث در این مورد مجالی دیگر میطلبد لذا بر اهل معرفت و خرد و شعور پوشیده نیست که مولا علی علیه السلام در بیانات خویش خدا و هستی و شریعت و طریقت و حقیقت و بالاخص حقیقت خویش را تجلی عینی بخشیده اند تجلیاتی که مافوق تصورات و تصدیقات فلاسفه و والاتر از حرافی های سخنوران متبحر و قبله عرفاء فانی در خداوند است لذا برای تنعم از این کرائم الهی لاجرم بایستی طالبین بر اصالت حقیقی و شخصیت ملکوتی ایشان قد خم نموده و شاگردی مکتبش را نموده و دقیقا پایش را رد پای آن بزرگواران گذارند .
در بحث بیان و کلام و گویش مولا علی علیه السلام فرموده است" زبان ترازوی دانش است "یعنی ارزش آدمی از نظر هوش و فراست و کیاست و دانش و عقل و خرد و علم بزبان است و لذا خالد بن صفوان از این بیان چنین استفاده کرده است و گفته اگر زبان نبود انسان نبود و ناگفته نماند که ادب زینت سخن است و ادبیات آرایش بیان و دارائی سخن بلطف آن است تا در اعماق دل آدمی اثر بخشد سخن فصیح و کلام بلیغ جلوه جمال آدمی است و نیز در تعریف فصاحت گفته اند فصاحت عبارت از نیروی اظهار مکنوناتست و بسیاری هستند که دارای اندیشه های تابناک بوده ولی قدرت بیان آن را نداشته اند و حال آنکه سخن می گویند آنها ناطق هستند نه نطاق . آنچه در قدر و مقام ادب می افزاید فصاحت و بلاغت است کلام بلیغ و انسان بلیغ هر دو اینجا حسن کلام می نمایند لذا ما به این حد بسنده می کنیم که حضرت علی علیه السلام از تمامی مراتب معروضه در بالا پا فراتر نهاده و در فرمایشات خویش که در اوقات مختلف به انهای گوناگون ایراد میشده نوع بسیار ویژه ای از فصاحت و بلاغت دیده می شود که نمونه هائی از احادیث و خطب و ... را وارد خواهیم کرد تا مطلب با ذکر مصادیق بهتر هضم شود
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را / تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
یا حق

۱۳۸۸/٦/۱۳ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ توسط سید خلیل شاکری(شاکر)بازنویسی مطالب توسط سجاد علیپور نظرات ()